اطلاعیه دانلود کتاب : در صورتی که کتابی دارای حق نشر هست و در سایت منتشر شده ، از بخش تماس با ما اطلاع دهید تا حذف شود.
خانه » دانلود رمان » دانلود رمان آشور از نیلوفر قائمی فر

اطلاعیه سایت

به زودی

دانلود رمان آشور از نیلوفر قائمی فر

دانلود رمان آشور از نیلوفر قائمی فر

در این مطلب از بخش دانلود کتاب ، رمان آشور از نیلوفر قائمی فر را آماده کردیم.برای دانلود رمان آشور از نیلوفر قائمی فر در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان آشور از نیلوفر قائمی فر

دانلود رمان آشور از نیلوفر قائمی فر

پارت اول رمان آشور از نیلوفر قائمی فر :

“به نام او که تنها همراه من در تمام لحظه هاست”
با باز شدن در سر همه به سمت در برگشت، نفس توی سینه ام حبس شد، تموم من چشم شد، چشمهایی که میترسیدن اونو ببینند، عمه که کنار تختم نشسته بود دستمو محکم میون دستاش فشرد، از سردی دستش معلوم بود که اونم خیلی مضطربه. سکوتی که توی اتاق بود اعلام میکرد که همه حال منو دارن. هر چقدر توی اتاق ساکت بود؛ درونِ من، قلبم چه هوار هواری میزد.

در اتاق تا آخر باز شد، کنار در برآمدگی دیوار بود و برای همین سایه اش اول وارد اتاق شد، سایه ای بلند با عرض شونه هایی که تصدیق میکرد خودشه. زیر لب گفتم:

-واویلا….واویلا…اومد….
وارد اتاق شد، چقدر….چقدر از اون چشم ها میترسم، چشم های یخی که بی اختیار منو یاد اون کارتون ملکه‌ی یخی مینداخت که کاراکتر پسر رو تسخیر کرده بود. چشماش منحصر به فردترین چشم های دنیا بود. چشمهای آبی و کریستالی که تخم چشم هاش درشت و سیاه بود. به قول یوسف “هاسکی” بود. دقیقا چشمهای یه گرگ کوهستانی روی صورت یک انسان بود،انسانی که شبیه هیچکس نیست، نه کارش، نه چهره اش، نه هوشش، نه تیپش… هیچی…. هیچی….

موهای مشکی که به سمت بالا داده بود، پیشونی نسبتا بلندی داشت، ابروهایی که زیاد ضخیم نبود، نه زیاد بلند و نه نازک و نه کوتاه بود، و…..و…. اون چشم های منحصر به فرد گرگیش، اونم نه هر گرگی، گرگ کوهستان! بینی ای که ایراد داشت ولی ایرادشو رفع کرده بود و الان تراشیده بود و این به لطف سری بود که با ضرب توی صورت استاد دانشگاه من کوبیده بود و دماغش شکسته بود چون دماغش با پیشونی استاد من برخود کرده بود اما همچنان در بالای استخون بینیش پهنا داشت، فاصله ی بین بینی و لبش زیاد بود و برای همین همیشه حتی در حد یه ته ریش کوتاه؛ ریش داشت، دهنش بزرگ بود و لب های نسبتا پهنی داشت، عجیبه ولی هلال بالای لبش انگار به اون دهن بزرگ جلوه داده بود، همه ی اینا اجزا روی یه صورت بیضی که فکش زاویه دار بود سوار شده بود.

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان پیچک سرما زده

دانلود رمان سیگار شکلاتی

دانلود رمان پشتم باش

دانلود رمان تا بیکران ها از عادله حسینی

[تعداد: 37    میانگین: 3.8/5]
لینک های دانلود
    اشتراک گذاری مطلب

    راهنما

    
    تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای ناول کافه محفوظ است